تبلیغات
*بانک نوحه بشکرد* - اشعار اسارت اهلبیت ع logo
برای سلامتی امام عصر صلوات
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
شماره حساب سیبا ( 0339848357009 ) بنام هیئت مذهبی سیدالشهداء روستای گروغ نزد بانك ملی جهت واریز نذورات و کمکهای مردمی.
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه

ای تیر بلا شیشه ی جان را تو شكستی
وی پیك اجل قلب جهان را تو شكستی
چشمم به رهت بود ,رسیدی به سراغم
آیینه ی آیین زمان را تو شكستی

داغ علی اكبر به دمت گشته نشانه
خون گریه نما,چون كه نشان را تو شكستی
از بوسه گه فاطمه تقبیل نمودی
گنجینه ی اسرار نهان را تو شكستی
قلبی كه بود قلب همه عالم امكان
كاشانه به خود كردی و آن را تو شكستی
آن لحظه كه اندر دل من جای گرفتی
یكباره دل عالمیان را تو شكستی
از نای دلم نغمه ی یا فاطمه خیزد
آخر به گلو بغض فغان را تو شكستی
تیری چو تو بر سجده گه سر سپهم خورد
پیشانی آن یار جوان را تو شكستی
بر اصغر من نیز از این تیر زد اعدا
زآن قلب رباب نگران را تو شكستی
زآن حنجر و زآن سجده گه وزین دل پر سوز
فریاد,كه پیمانه ی جان را تو شكستی


ادامه مطلب را حتما ببینید

=================

این سرِبریده‌ی كیست، كه دارهْ قرآن می خونه

گمونم صدای زهراست، شبیه صداش می مونه

عمه چشماشو نگا كن،داره ازمن می پوشونه

توصداش نوایی داره،كه دلم رو می سوزونه

این سرِبریده ی كیست، كه توروبیچاره كرده

زن وبَچَه‌شوخدایا،دنبالش آواره كرده

باورم نمی شه عمه،كه بابام حسینُ كُشتن

سرش وبه روی نیزه،جلو چشم توگذاشتن

خدایایه كاری كن كه،بابامو بغل بگیرم

روتنش سری نمونده،الهی براش بمیرم

یه صدا همش به گوشه،نوای عجیبی داره

ناله‌ی غریبِ مادر،دائم ازصداش می باره

سنگ یه نامردبی دین،رولب بابا نشسته

داره خون زمین می ریزه،دندون بابام شكسته

======================

بر سر سرنیزه می تابد  سری

مـی درخشـد همچـو مـاه و اختـری

او که خـود دل ناگـران خواهـرسـت

مـی بــرد از دل قــرار خــواهـری

عصـر عاشوراسـت و پـایـان نبـرد

ســوزد از آتــش خیــام حیـدری

تیـرو سنگ ریـزند چـو باران بهـار

بـر ســر گـلخـانـه ی پیغـمبـری

بـوستان عشـق احمـد پرپر اسـت

ازدم تیــــغ  سپــاه  سـامــری

اهـل بیـت مصطفی غرقـاب غـم

ای دریـغ از دیـده ی حق بـاوری

خواهری بـاچشم تربنشسته است

در کنـار نعـش پـاک بی ســری

خیره برنعشی که برخاکست هنوز

دیـده ی از خون  نگـار دلبــری

هرطرف دوزد نگـاه بینـد ز کین

جلوه ای از موسـم عصیانگـری

تن لگـدکوب سم اسبـان شده

سر به روی نی به دسـت کافری

یک طرف بنشسته بر سر می زند

مادری در پیـش مهـد اصغـری

سـوی دیگـر برسـر نعش یلی

خاک غم ریزد به صورت مادری

کودکـان بی پـدر  بـا حـال زار

در بـه در دنبـال یـار و یـاوری

بـی خبـر از این همه درد وبـلا

دل خوشند کی می رسد آب آوری

تازیـانـه بـر تـن نـوبـاوه هــا

می زنـد نقـش ونگیـن احمـری

شوق زر در قلـب تاریکان ربـود

گوشوار از گـوش طفل مضطـری

خستـه از جـور ستمکـاران دون

دیده گریان اسـت گل نیلوفـری

می دهند با نوک انگشتان نشان

رأس بابا را به ضرب خنجری

کینـه تـوزان پلیـد ددمنـش

در جواب گـریـه های دختری

یا محمد بین چه ها شد باحسین

رفته از یاد عرب احسـانگـری

کف زنان بر طبل شادی می زنند

کوفیان سرمست ازاین غارتگری

هلهله در لشکر ظلمت بپاسـت

می دهند بر قاتلین  سیم و زری

حیف و صد حیف و دریغا برلبست

خیـزد آتـش از دل پـر اخگـری

کی توانـد شرح  این ماتـم دهد

خون چکـد از دیدگان سـروری

================

تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست...خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

من خودم یک تنه از کرببلا می برمت

چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو

تو برایم نگرانی چه می آید سر من

من برایت نگرانم چه می آید سر تو

همه را بدرقه کردی و به میدان بردی

می روی، هیچ کسی نیست به دور و بر تو

بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم

نمی ارزد سر این کهنه شده... پیکر تو...

وای از معجر من، معجر من، معجر من

وای از حنجر تو، حنجر تو، حنجر تو

سعی ام این است ببینم بدنت را، اما

چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو

علی اکبر لطیفیان

==============

میخانه مگر بال و پرم را بپذیرد

تا آتش مستی جگرم را بپذیرد

ظرفیت دل در گرو پاکیِ ظرف است

ای کاش همین مختصرم را بپذیرد

در زاویهٔ گردش پیمانه نشستم

تا دستِ گدای سحرم را بپذیرد

منظورِ منِ بی سر و سامان خود ساقیست

پس اوست که باید نظرم را بپذیرد

جارو زده ام با مژه خاک قدمش را

شاید برسد چشم ترم را بپذیرد

سر می کشم آن قدر به بالا که ببیند

دنبال همینم که سرم را بپذیرد

مقصود من از عشق، تماشای حسین است

سرمست شدن با قد و بالای حسین است

سرمایه سری هست، فدای سر ارباب

سر به سر ارباب، سرِ نوکر ارباب

بهتر که سرم را به روی دست بگیرم

چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب

تا بوده همین بوده و تا هست همین است

جَمعند گداها همه دور و بر ارباب

کار آن قدری هست که بی کار نباشد

یک کارگر از این همه کارگر ارباب

این بال و پر سوخته ی فطرسی ام را

امشب برسانید به خاک در ارباب

=====================

خنجر كشیده اند خدا را رضا كنند

خود را به زور در دلِ گودال جا كنند

اینجا كه گود بود چرا خورده ای زمین؟

جایی دگر نبود سرت را جدا كنند؟

انصاف نیست لشگر كوفه كفن شوند

اینها تو را مقابل زینب رها كنند

نه جای نیزه مانده و نه نیزه مانده است

تا زخم دیگری روی آن جسم جا كنند

وقتی به عضو عضو تو رحمی نكرده اند

میخواستی ملاحظه ی خیمه را كنند؟!

وقتی كفن برای تنت فایده نداشت

گفتند بوریا عوضش دست و پا كنند

====================

یک سر خونین چه می بینم خدایا در تنور

آفتابی می کنم امشب تماشا در تنور

نوح من، با نوحه ی طوفان دلم را آب کن

رگ رگ ازهرچشمه ی خون است دریا در تنور

کوثر عصمت بهشت ناله دارد یا مگر

فاطمه گمگشته ی خود کرده پیدا در تنور

مصحف عشق است رگ های بریده ای عجب!

خوش تلاوت می شود قرآنِ گویا در تنور

در بساط عیش، بزم ماتم است و جبرئیل

کرده بر پا محشری از وا حسینا در تنور

====================

به من نگو برو از دور ِ قتلگاه برو

به من اشاره مکن سوی خیمه گاه برو

شکستگیِّ من از این دویدنم حاکی ست

شبیهِ صورت تو مویِ خواهرت خاکی ست

بگو چه کار کنم تا تو را خلاص کنم؟

به شمر رو بزنم یا که التماس کنم؟

بگو چه کار کنم دور ِ خیمه صف نکشند؟

به زور ِ نیزه تنت را به هر طرف نکشند

صدایِ خنده یِ کوفی، صدایِ خنده ی شمر

صدای بد دهنی کردنِ زننده ی شمر 

 صدای هلهله و بانگِ طبل می آید

صدای تق تق تعویض نعل می آید

ببین اراذل و اوباش کوفه آمده اند

برای روسری پاره پاره آمده اند

کسی که گوشه ی گودال سنگ می انداخت

به روسری من از پشت چنگ می انداخت

(جواد پرچمی)

============

هر که با هر چه به دستش میرسید

روی قرآن خطِ کوفی میکشید

===========

 من سائلم و سائل درگاه تو هستم

با دست تهی بر سر راه تو نشستم

بی‌برگ و نوایم        محتاج عطایم

مظلوم حسین جان

غم نیست به عالم که جوابم ندهد کس

دل بر تو و لطف و کرمت بسته‌ام و بس

این بار گناهم           این روی سیاهم

مظلوم حسین جان

من مستحق دوزخم، امـا بـه تو وصلم

اینجا به تو منسوبم و آنجا به تو وصلم

هم نامه سیاهم     هم مانده براهم

مظلوم حسین جان

در هیئت و در تکیـه و در زیـر لوایت

شد چشمۀ اشکم همه جا وقف عزایت

این سیل سپاهم             این گریه و آهم

مظلوم حسین جان

=========

من گرچه گنهکارم و مسکین و فقیرم

خواهم بـه تماشـای جمـال تو بمیرم

تو محرم رازی                  کن بنده‌نوازی 

مظلوم حسین جان

بـا خـون جگـر بـر ورق لالـه نوشتم

هرجا که بوَد خیمه‌ات، آنجاست بهشتم

ای کوثر جانم                      ده خـط امـانم

مظلوم حسین جان

تو در دو جهان سیّد و مولا و امیری

امّید من است اینکه مرا هم بپذیری

ای رحمت بی‌حد          تو خوبی و من بد

مظلوم حسین جان

این بار گناه من و این چهرۀ زردم

با روسیهـی روی به درگاه تو کردم

ممنون تو هستم           مدیون تو هستم

مظلوم حسین جان

===========================

سر و جان همه، به فدای حسین

نروم به خدا، ز سرای حسین

سوی کس نروم که حبیبم اوست

سر و پا دردم که طبیبم اوست

یا حسین مولا

زده شعله به دل، غمِ کرب و بلا

چه شود شنوم، ز تو بانگ بلی؟

گره از کارِ دلِ ما واکن

سند دیدار من امضا کن

یا حسین مولا

تو اله منی، تو نجات منی

تو به ظلمتم آب حیات منی

به کجا بودم به کجا بردی

ز زمینم سوی سما بردی

یا حسین مولا

=============

اگر جانان نبود از جان چه حاصل؟
وگر جان رفت از جانان چه حاصل؟
وصالی گر نباشد آخر کار
مرا از گریه هجران چه حاصل؟
در دل را به روی دوست بستی
تو را از دیده گریان چه حاصل؟
تو که دینت بود دینارو درهم
دگرازدین و از ایمان چه حاصل؟
اگر درخویشتن دردی نداری
طبیب و نسخه و درمان چه حاصل؟
به حلقومت رسد چون پنجه مرگ
مقام و قدرت و عنوان چه حاصل؟
وگر دامان عترت را نگیری
تو را از خواندن قرآن چه حاصل؟
اگر مهر علی در دل نباشد
ز زهد بوذر و سلمان چه حاصل؟
بهشت بی علی یعنی جهنّم
 
از رضوان چه حاصل؟uبدون حیدر
تو را گر نیست "میثم"، دست انفاق
ز کوه لؤلؤ و مرجان چه حاصل؟

==============

امروز نبُردی دل دیوانه ز دستم
روزی که نه دل بود و نه من، دل به تو بستم
بگذار مرا مردم عالم  بشناسند
من عبد نمک خوار نمکدان شکن استم
تو باب عنایات خدا بودی و هستی
من بر در این خانه گدا بودم و هستم
روزی که نهادی به سرم، تاج گدایی
غیر از در این خانه، به جایی ننشستم
دریاب دلی را که ربودی و شکستی
بپذیر سری را که به سنگ تو شکستم
با مهر شما آمدن و ماندن و رفتن
عهدی است که از روز ازل بستی و بستم
روزی که نه می  بود و نه ساقی و نه ساغر
کردند به یک گردش چشمان تو مستم
توحید من این است که چون روی تو دیدم
با دیدن روی تو خدا را بپرستم
زان پیش که در سلسله عشق، نهم پای
از غیر شما رشته پیوند گسستم
من "میثمم" و دستخط نوکری ام را
با دست علمدار تو دادند، به دستم




نویسنده mohammad dadgari در 10:46 ق.ظ | نظرات()
جمعه 24 شهریور 1396 05:43 ب.ظ
Hey! Someone in my Facebook group shared this site with us so I came to check it out.
I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this to
my followers! Outstanding blog and wonderful design.
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:09 ب.ظ
Hello, I think your site might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog in Chrome, it looks fine but when opening in Internet
Explorer, it has some overlapping. I just wanted
to give you a quick heads up! Other then that, superb blog!
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:12 ب.ظ
It's very trouble-free to find out any topic on web as compared to textbooks,
as I found this article at this web page.
شنبه 14 مرداد 1396 11:36 ب.ظ
Its not my first time to pay a quick visit this web page, i am visiting
this web page dailly and take fastidious data from here all the time.
جمعه 13 مرداد 1396 01:51 ب.ظ
Hi there! Someone in my Facebook group shared this site with us so I came
to take a look. I'm definitely loving the information. I'm bookmarking and
will be tweeting this to my followers! Terrific blog and outstanding design and style.
یکشنبه 8 مرداد 1396 03:07 ق.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he
should also pay a quick visit this weblog on regular basis to
take updated from newest news update.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:23 ب.ظ
Thanks for every other informative blog. Where else may I am
getting that type of information written in such an ideal approach?
I have a challenge that I am simply now operating on, and I've been at the glance out for such
info.
mohammad dadgariGlad you liked our content thank you to visit our blog.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:50 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! By the way, how can we communicate?
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:10 ب.ظ
Pretty! This was an extremely wonderful post.

Thank you for providing this information.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 09:48 ق.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am a blogger,
and I was wanting to know your situation; we have developed some nice practices and
we are looking to trade solutions with other folks,
be sure to shoot me an e-mail if interested.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 08:33 ق.ظ
Good article. I am experiencing a few of these issues as well..
پنجشنبه 30 مهر 1394 09:45 ق.ظ
با ثبت وبلاگ خود در بزرگترین بانک وبلاگ های ایرانی بازدید خود را چندین برابر کنید..
یکشنبه 26 مهر 1394 04:42 ب.ظ
ما الگوریتم جدید گوگل را کشف کردیم
.
.
.
لاین بلاگ اولین سیستم وبلاگ دهی رایگان و سازگار با الگوریتم جدید گوگل می باشد
تمام وبلاگ های ایجاد شده در لاین بلاگ در خطوط اول گوگل هستند
شما هم یک وبلاگ پربازدید داشته باشید
با ساخت وبلاگ در لاین بلاگ مطالب شما در صفحات اول گوگل خواهد بود
فقط یک بار امتحان کنید
ما وبلاگ شما را رایگان سئو می کنیم

http://lineblog.ir/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
نظرسنجی
از چه نوع عزاداریی استقبال می کنید؟